Deprecated: Unparenthesized `a ? b : c ? d : e` is deprecated. Use either `(a ? b : c) ? d : e` or `a ? b : (c ? d : e)` in /home/seohack/domains/seo-hacker.ir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 115

Deprecated: Unparenthesized `a ? b : c ? d : e` is deprecated. Use either `(a ? b : c) ? d : e` or `a ? b : (c ? d : e)` in /home/seohack/domains/seo-hacker.ir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 115
صفحه اصلی - سئو هکر
بهترین-نرم-افزارهای-مدیریت-پروژه-رایگان-در-سال-2020
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

سرفصل های مقاله

4.7 / 5 ( 4 امتیاز )

ظهور مستمر کسب وکارهای کوچک و نوپا در حوزه های مختلف و مزیت به کارگیری ابزارهای دیجیتال، استفاده از اپلیکیشن های مرتبط با حوزه کسب و کار و مدیریت را نه به عنوان یک مزیت رقابتی بلکه به عنوان یک الزام رقباتی تبدیل نموده است. باتوجه به اهمیت کاربردی اپلیکیشن ها در روند اجرای پروژها در ادامه به معرفی و بررسی چند نمونه نرم افزار مدیریت پروژه رایگان که جزو پرکاربردترین ها در سال 2020 هستند می پردازیم.

نرم افزار مدیریت پروژه چیست؟

نرم افزار مدیریت پروژه (Project Management Software) شامل مجموعه ای از نرم افزارها می باشد که برای برنامه ریزی پروژه ها، پیشبرد فرآیندها، تعیین مسئولیت های پرسنل برای هر بخش از پروژه و… به کار می رود.

نرم افزارهای مدیریت پروژه یا همان برنامه های Project Management به صورت مخفف PM قابلیت مدیریت بخش های مختلف یک یا چند پروژه را برای تمامی کسب وکارها فراهم می سازند.

چه سوالاتی قبل از استفاده نرم افزار مدیریت پروژه باید پاسخ دهیم؟

راه حل و کارکردهای نرم افزارهای مدیریت پروژه به طور قطع جزو ابزاری محسوب می شوند که، صرف نظر از ارزش سازمانی شناخته شده خود، می توانند کسب و کار شما را به طور حرفه ای ارتقا دهند.

آیا خرید سیستم مدیریت پروژه شناخته شده و مشهور برای یک شرکت کوچک یا متوسط سرمایه گذاری منطقی محسوب می شود؟

خرید نرم افزارهای مدیریت پروژه شناخته شده برای کسب وکارهای کوچک و متوسط در مراحل اولیه کار توضیه نمیشود، بلکه پیشنهاد میشود ابتدا با نرم افزارهای مدیریت پروژه رایگان آشنا شوند و بعد از استفاده کاربردی از آنها با افزایش تعداد پروژه ها سرمایه گذاری لازم را برای خرید سیستم های مدیریت پروژه حرفه ای در نظر بگیرند.

سرمایه گذاری برای خرید نرم افزارهای مدیریت پروژه گامی هوشمندانه برای شرکت های کوچک محسوب میشود زیرا به کارگیری این نرم افزارها برای استارتاپ ها در حقیقت منجر به کاهش اشتباهات، مشکلات مرتبط با اجرای پروژه ها و هزینه های سازمان می شود.

آیا نرم افزار مدیریت پروژه رایگان می تواند فعالیت های گسترده را برای شما مدیریت کنند؟

با استفاده از نرم افزارهای مدیریت پروژه رایگان و تجزیه و تحلیل آنها به این نتیجه رسیدیم که برخی از این نرم افزارها در راستای مدیریت و اجرایی شدن پروژه ها در سطوح مختلف برای کسب و کارهای کوچک و بزرگ امکانات رایگان مناسبی را در اختیار کاربران قرار می دهند.

برنامه های PM رایگان، دیگر به صورت آن صفحات اکسلی که در ذهن داشته و داریم، نیستند. بلکه، کاملا متحول شده و به سیستم های آنلاین قدرتمند تبدیل شده اند که پیشرفت آنها به آسانی برای همه قابل فهم و رویت است.

در سیستم های مدیریت پروژه و برنامه های PM امکانات بسیاری وجود دارد که قادر به ذخیره داده های ارزشمند، ردگیری زمان و هزینه، کمک به ایجاد محتوای مربوط به پروژه و البته هدایت کاربران به سطحی جدید از بودجه بندی هوشمندانه، هستند.

بهترین نرم افزار مدیریت پروژه رایگان در سال 2020 کدام است؟

نرم افزار مدیریت پروژه رایگان برای انجام فعالیت های آنلاین کسب و کارها جهت مدیریت پروژه ها و هماهنگی بهتر و کارآمد بین اعضا بخصوص در شرایطی که کسب وکارها مجبور به انتخاب گزینه دورکاری هستند، گزینه ای قابل تایید می باشند.

در ادامه نمونه هایی از پرکاربردترین نرم افزار مدیریت پروژه آنلاین رایگان را در سال 2020 معرفی می نماییم :

Trello Asana Taskulu Microsoft MS Project JIRA Basecamp ترلو Trello

نرم افزار مدیریت پروژه ترلو Trello در سال 2011 توسط شرکت فاگ کریک ساخته شد که بخش اصلی خدمات و امکانات آن به جز بخش Trello Business class رایگان می باشد.

ترلو یک نرم افزار تصویری تحت وب است و به دلیلی پشتیبانی کامل زبان فارسی، محیط ساده و قابل فهم، یکی از نرم افزارهای مدیریت پروژه رایگان محبوب و پرکاربرد در بین ایرانیان است، که از آن در سطح وسیعی، برای اجرایی نمودن پروژه ها استفاده می شود.

ترلو به صورت اپلیکیشن موبایل و تبلت برای تمامی سیستم عامل ها طراحی شده است.

از مهمترین ویژگی های این بخش علاوه بر امنیت بالا در حفظ و نگهداری اطلاعات پروژه ها میتوان به دسترسی مدیر پروژه به تمام مراحل اجرایی توسط اعضای تیم، پشتیبانی و در اولویت قراردادن مشتریان از طریق دریافت ایمیل، محدود کردن دسترسی اعضا از طریق ایمیل،و اضافه نمودن اعضا از طریق Google Apps …. اشاره نمود.

مزایای ترلو

ترلو یک نرم افزار منعطف، سریع، و در عین حال ساده است که به شرکت ها فارغ از کوچک یا بزرگ بودنشان در زمینه های مدیریتی و برنامه ریزی کمک می کند. با استفاده از ترلو می توانید آماری دقیق و شفاف از کلی ترین تا جزئی ترین بخش های انجام پروژه ها را آماده و بایگانی نمایید.

از دیگر ویژگی های ترلو مدیریت زمان می باشد. هنگامی که انجام پروژه ای را شروع می کنید به صورت خودکار زمان ثبت شده، مدت زمان سپری شده، زمان باقی مانده که برای پایان بخش های مختلف پروژه لازم است را به شما یادآوری می کند.

عضویت در بوردهای ترلو نامحدود است، برای طرح مسائل مهم میان تیم پروژه میتوانید تمام افراد مدنظرتان را به بورد ترلو اضافه کنید و به بحث و تبادل نظر در جهت مدیریت و اجرایی نمودن پروژه بپردازید.

آسانا Asana

یکی دیگر از نرم افزارهای مدیریت پروژه تحت وب نرم افزار Asana است، این نرم افزار در سال 2008 به بازار آمد و میتوان آن را به عنوان یکی از بهترین نرم افزارهای مدیریت پروژه برای تیم های IT معرفی نمود. نسخه ی معمولی و پایه این نرم افزار کاملا رایگان است، اما استفاده از نسخه کلود از طریق خرید اشتراک ماهانه یا سالانه ممکن است.

این نرم افزار بر روی تمامی سیستم عامل های موبایل قابل استفاده است و به پنج زبان انگلیسی، فرانسوی، پرتغالی، آلمانی و اسپانیایی منتشر شده است.

هدف آسانا توانمند ساختن کسب وکارها برای پیشبرد اهداف به صورت برنامه ریزی شده در جهت رشد و پیشرفت آنها است.

با Asana هر تیم می تواند یک فضای کاری ایجاد کند. فضاهای کاری شامل پروژه ها و پروژه ها شامل وظایف است. در هر فضا، کاربران می توانند یادداشت ها، نظرات، پیوست ها و برچسب ها را اضافه کنند. کاربران می توانند پروژه ها و وظایف را دنبال کنند، و هنگامی که وضعیت یک پروژه یا کار تغییر می کند، به کلیه به روزرسانی ها در مراحل مختلف پروژه دسترسی داشته باشند.

تسکولو Taskulu

تسکولو یک نرم افزار مدیریت پروژه تحت وب ایرانی است که برای افزایش بهره وری و پیشبرد فعالیت های تیمی این روزها طرفداران زیادی دارد. تسکولو با سیستم ساده و امن همراه با محیط کار راحت امکان مدیریت پروژه ها را برای کسب وکارهای مختلف فراهم می سازد.

این اپلیکیشن به زبان های انگلیسی و اسپانیایی قابل استفاده است.

نرم افزار تسکولو در جدیدترین آپدیت های خود توانسته امکان تماس تلفنی را برای کاربران فراهم سازد. همچنین شرکت های فعال در حوزه بازاریابی و تبلیغات، تولید بازی، تولید فیلم و موسیقی میتوانند در فضای مخصوص به حوزه کسب وکارشان به راحتی و در شرایط دورکاری به مدیریت و اجرای پروژه ها بپردازند.

در اجرای یک پروژه با استفاده از Taskulu می توان به راحتی فهرست وظایف ایجاد و آنها را مدیریت کرد و در سه بخش Todo ،Doing ،Done قرار داد. وجود این مراحل، پیگیری وضعیت انجام فعالیت ها توسط اعضای تیم را سریع تر و آسان تر کرده و از دوباره کاری در مراحل اجرایی پروژه جلوگیری می نماید. به طور کلی تسکولو به عنوان یک نرم افزار مدیریت پروژه کارآمد با توانایی ارتباط تیمی گامی مهم برای انجام و مدیریت پروژه های شرکت شما می باشد.

با تسکولو می توانید لحظه به لحظه با اعضای تیم ارتباط برقرار کنید و زمانی که صرف انجام پروژه می شود را ثبت و براساس آن گزارش های کاری دقیقی برای خود تهیه کنید.

از دیگر قابلیت های تسکولو پیوست کردن و به اشتراک گذاری فایل های کاری لازم برای اجرای پروژه بین اعضای تیم، ثبت دیدگاه، و منشن کردن اعضای و گفتگوهای گروهی و خصوصی می باشد. استفاده از تسکولو و عضویت در آن ابتدا برای کلیه کسب و کارها رایگان و بعد از مدتی استفاده از آن برای سطوح مختلف دسترسی نیازمند پرداخت هزینه است.

امروزه سطوح مختلفی برای استفاده از نرم افزار مدیریت پروژه تسکولو در نظر گرفته شده که سطح پایه آن برای کسب و کارهای نوپا و کوچک که دارای 10کاربر یا کمتر هستند کاملا رایگان است. سطوح تجاری، حرفه ای و اختصاصی تسکولو که استفاده از آن نیازمند پرداخت هزینه به دو صورت ماهانه و سالانه است براساس نوع نیاز سازمان ها مشخص شده است.

مایکروسافت پروجکت Microsoft MS Project

MSP مخفف نرم افزار Microsoft MS Project مایکروسافت پروجکت یا ام اس پروجکت است. نرم افزار MSP یک نرم افزار قدیمی و پرکاربر از مجموعه نرم افزارهای شرکت مایکروسافت است که در حوزه مدیریت و کنترل پروژه ها قابل استفاده می باشد.

با استفاده از این نرم افزار میتوانید زمان اجرا، تکمیل کلیه فعالیت های پروژه را مشخص کنید و مطمئن باشید که یک پروژه براساس برنامه زمانبندی مشخص اجرا و در موعد مقرر تحویل داده می شود.

نرم افزار MSP با ثبت تاریخ واقعی آغاز و پایان فعالیت های انجام شده،کلیه اطلاعات ثبت شده مرتبط با پروژه را به صورت خودکار به روزرسانی می کند. همچنین این نرم افزار براساس زمانبندی واقعی در نظر گرفته شده، روند پیشرفت برنامه های تعیین شده را محاسبه می کند.

ارائه گزارش های مرتبط با روند اجرایی پروژه که قابلیت چاپ دارند، از مزایای مهم نرم افزار MSP است.

از دیگر مزایای این نرم افزار میتوان به مدیریت کارا و تاثیرگذار، زمانبندی قابل اجرا، تعیین مراحل اجرای پروژه برای کارفرما و پیمانکار، قدرت بکارگیری اطلاعات موجود، ایجاد نمودارها و جداول حرفه ای، نظارت بر منابع مالی و انسانی و…. اشاره کرد.

به وضوح میتوان گفت نرم افزار مدیریت پروژه مایکروسافت پروجکت به افراد در تعیین زمانبندی، برنامه ریزی منابع، گزارش گیری و گزارش دهی در حین اجرای پروژها کمک می کند.

جیرا JIRA

زمانی که پروژه ای برای اجرا تعیین می شود، لیستی از نرم افزارها و اپلیکیشن های مختلف و کاربردی به ذهن خطور میکند در میان نرم افزارهای مدیریت پروژه، نرم افزار جیرا جز شناخته شده ترین ها است.

این نرم افزار توسط شرکت AtlasSian طراحی شد و در سازمان های بزرگ دنیا مانند توییتر و اسکایپ در اجرایی نمودن پروژه ها به کارگرفته شد.

لازم به ذکر است این نرم افزار در ابتدا به عنوان ابزاری برای پیدا کردن باگ ها و ردیابی اشکالات تیم های برنامه نویسی در حین اجرای پروژه ها طراحی شد که به مرور زمان توسعه یافت و در زمینه مدیریت پروژه با توجه به حضور رقبایی قدرتمند به یکی از نرم افزارهای پرکاربرد و شناخته شده تبدیل شد.

نرم افزار Jira در سه پکیج نرم افزاری باتوجه به نیاز کسب و کارها قابل خریداری است که در ادامه به معرفی آنها می پردازیم:

 Jira Core: شامل امکانات اولیه و پایه برای مدیریت پروژهای بیزینسی (غیر نرم افزاری) است.

Jira Software: این پکیج علاوه بر اینکه امکانات پکیج Jira core را پوشش میدهد، شامل امکانات مورد نیاز برای مدیریت پروژه های نرم افزاری است.

Jira Service Disk: کامل کننده پیکج یک و دو است و امکاناتی نظیر پشتیبانی و امور مشتریان را شامل می شود.

از مهمترین مزایای نرم افزار مدیریت پروژه جیرا، اولویت بندی پروژه ها، مدیریت تسک ها، سفارش سازی پروژه ها، ارائه گزارشها و تحلیل ها، همگام سازی با موبایل، و…. است.

یکی از معایب نرم افزار جیرا عدم پشتیبانی زبان فارسی و تقویم شمسی است.

بیس کمپ Basecamp

یکی از محبوبترین برنامه های آنلاین مدیریت پروژه با یک رابطه کاربری قوی، ساده و قابل فهم که تاثیر زیادی در پیشبرد پروژه های تیمی دارد، نرم افزار مدیریت پروژه رایگان BaseCamp است.

مدیران پروژه با استفاده از این نرم افزار میتوانند تمامی برنامه ریزی های لازم برای یک پروژه را پیاده سازی کنند و در سریع ترین زمان ممکن به آنها دسترسی داشته باشند.

یکی از مهمترین قابلیت های نرم افزار مدیریت پروژه Basecamp این است که مدیران پروژه میتوانند برای مشتریان شان سطح دسترسی تعریف و در صورت نیاز روند اجرایی و پیشرفت پروژه ها را ملاحظه کنند.

مدیریت توسط چند کاربر، گزارش عملکرد پروژه، همکاری درون برنامه ای، اعلان های ایمیل از دیگر مزایای کاربردی نرم افزار Basecamp است.

با انتخاب یکی از نرم افزارهای مدیریت پروژه معرفی شده، میتوانید در هر شرایط با تعریف کامل پروژه ها، روند اجرایی و پیشرفت در کار را مدیریت و بررسی کنید.

شما از کدام نرم افزارهای مدیریت پروژه رایگان استفاده میکنید؟ نظراتتان را در بخش کامنت این مقاله با ما به اشتراک بگذارید.

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

سرفصل های مقاله

5 / 5 ( 1 امتیاز )

قبل از توضیح در مورد بیانیه ماموریت سازمان و چشم انداز به این سوال پاسخ دهید: آیا تا به حال در مورد برندهایی که به طور معمول می‌خرید اندیشیده اید، درحالیکه گزینه های ارزانتر نیز وجود دارد. دلیل این انتخاب شما چیست؟

آیا معمولا محصولات غذایی هفتگی خود را از فروشگاه مشخصی می خرید؟ آیا معمولا لبنیات مصرفی خود را از یک برند خاص تهیه می کنید؟ آیا هر زمان که مسافری سراغ یک محل خوب برای صرف غذا را از شما می‌گیرد، یک رستوران خاص را به او پیشنهاد می‌دهید؟

دلیل انتخاب یک برند خاص از جانب شما در این بازار پر رقابت چیست؟

علت  اهمیت دادن برند مذکور به بیانیه ماموریت سازمان خود و چشم اندازش و اجرای فعالیت هایش (از تولیدگرفته تا بازاریابی) بر اساس بیانیه ماموریتش است. در واقع نقش اصلی در موفقیت برندها و انتخاب شدنشان از سوی مشتریان در چگونگی استفاده آنها از بیانیه ماموریت سازمان و چشم انداز سازمان است.

علت وفاداری به برندها به دلیل ارزش های آنهاست. بهترین برندها تلاش می‌کنند عناصر فیزیکی، حسی و منطقی را به شکلی با هم ترکیب کنند که مشتریان و کارمندان بتوانند ارزش‌های برند را به همان اندازه‌ای که برند برای خود تعیین کرده‌است، تجربه کنند و این موضوع مهم هنگام تهیه و تدوین بیانیه ماموریت شرکت و چشم انداز شکل می گیرد.

دستیابی به یک ارتباط ماندگار و موثر با مشتریان کار ساده ای نیست. شرکت هایی موفق می‌شوند که در طول سالها به ارزش های اصلی خود پایبند هستند و برندی را ایجاد می‌کنند که کارمندان با افتخار با آن همکاری می‌کنند و مشتریان آن را دوست دارند.

اینجاست که اهمیت نقش بیانیه ماموریت و چشم‌انداز شرکت بیشتر مشخص می شود.

بیانیه ماموریت چیست؟

بیانیه ماموریت (Mission Statement)،کیستی و چرایی یک شرکت را مشخص می‌کند. از طرف دیگر، چشم‌انداز یک شرکت مشخص می‌کند که در نتیجه خدمات این شرکت، بازار هدف به کجا می‌رسد و چه تاثیری از برند خواهد داشت. بیانیه ماموریت،نقشه راه چشم‌انداز شرکت است. در واقع چگونگی رسیدن به بیانیه چشم انداز سازمان توسط بیانیه ماموریت سازمان لحاظ می شود.

بیانیه چشم‌انداز چیست؟

بیانیه چشم انداز (Vision Statement) مشخص می‌کند که برند با اجرای بیانیه ماموریت خود به کجا خواهد رسید. چشم‌انداز جایگاه آرمانی یک کسب و کار را نشان می‌دهد. در ادامه تعدادی بیانیه چشم انداز از برندهای مطرح دنیا آورده شده است.

 مثال‌هایی از  بیانیه چشم انداز

لینکدین (LinkedIn) : خلق فرصت اقتصادی برای تمام اعضای متعلق به نیروی کار جهانی

فیس بوک (Facebook) : برقراری ارتباط با دوستان و دنیای اطراف خود در فیس بوک

انجمن آلزایمر (Alzheimer’s Association) : جهانی بدون بیماری آلزایمر

مایکروسافت (Microsoft) (در زمان تاسیس): رایانه ای روی هر میز و در هر خانه

وزارت بهداشت استرالیا (Australia Department of Health) : بهداشت و سلامتی بهتر برای همه استرالیایی ها، اکنون و برای نسل های آینده.

مثال‌هایی از بیانیه ماموریت

تد (TED) : گسترش ایده‌ها

تسلا (Tesla) : تسریع فرایند تحول جهانی به سمت انرژی پایدار

ایکیا (IKEA) : خلق زندگی روزانه بهتر برای بسیاری از انسان‌ها

لایف ایز گود (Life is Good) : توسعه توان بهینه سازی

سوئیت گرین (Sweet green) : برای الهام بخشیدن به اجتماعات سالم‌تر با پیوند مردم به مواد غذایی واقعی

امریکن اکسپرس (American Express) : ما هر روز سخت تلاش می‌کنیم تا American Express یکی از معتبرترین برندهای خدمات جهانی باشد.

آنست تی (Honest Tea) : ایجاد و ترویج نوشیدنی‌های خوش طعم، سالم و ارگانیک.

جت بلو (Jet Blue) : برای الهام بخشیدن به بشریت – هم در هوا و هم در زمین.

بیانیه ماموریت و چشم‌انداز چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟

یک بیانیه ماموریت به نوعی یک چشم انداز عمل گرا است و هدف سازمان را به مخاطبان خود اعلام می‌کند. ماموریت اغلب شامل توضیحات کلی در مورد سازمان، عملکرد و اهداف آن است.

با رشد، یک شرکت ممکن است به اهداف اولیه برسد و به نوبه خود تغییر کند. بنابراین، بیانیه‌های ماموریت و چشم انداز در صورت نیاز باید مورد بازنگری قرار بگیرند تا با تحقق اهداف قبلی، بازتاب فرهنگ جدید کسب و کار باشند.

هر دو بیانیه ماموریت و چشم انداز اغلب برای تعریف دلیل وجودی سازمان برای مخاطبان داخلی و خارجی – مانند کارمندان، شرکا، اعضای هیئت مدیره، مصرف کنندگان و سهامداران، در یک “بیانیه ماموریت و چشم انداز جامع ” ترکیب می‌شوند.

چگونگی عملکرد بیانیه‌های ماموریت و چشم انداز

به طور معمول، مدیران ارشد کلیه بیانیه‌های ماموریت و چشم انداز شرکت را تدوین می‌کنند. سایر مدیران در سطوح مختلف ممکن است اظهاراتی را برای بخش های خاص یا واحد خود تعیین کنند. فرایند توسعه، مدیران را ملزم می‌کند که:

از طریق مصاحبه با کارمندان، تأمین کنندگان و مشتریان، فرهنگ، ارزش‌ها، استراتژی و دیدگاه آینده را به روشنی مشخص کنند. تعهدی را که شرکت نسبت به ذینفعان اصلی خود شامل مشتریان، کارمندان، سهامداران و سایرین دارد، را نشان ‌دهند. اطمینان حاصل کنند که اهداف قابل اندازه‌گیری هستند، رویکرد عملی است و چشم انداز قابل دستیابی است. پیام را شفاف، دقیق و به زبانی ساده انتقال دهند. مزایای بیانیه ماموریت و چشم انداز برای سازمان‌ها مزایای داخل سازمانی هدایت مدیریت در مورد موضوعات استراتژیک، به ویژه در زمان تغییرات اساسی کمک به منظور تعریف بهتراستانداردهای عملکردی تشوبق کارمندان به تولید بیشتر با ایجاد تمرکز و اهداف مشترک کمک به ایجاد چارچوبی برای تعریف بهتر رفتار اخلاقی در سازمان با تکیه بر بیانیه ماموریت و چشم انداز مزایای خارج سازمانی استفاده از بیانیه ماموریت و چشم انداز به منظور دستیابی پشتیبانی بازارهدف، سهامداران و … برقراری ارتباطات بهتر با مشتریان، تأمین کنندگان و شرکای کاری ایفای نقش به عنوان یک ابزار برای برقراری ارتباط عمومی
آیا-ابزارهای-بررسی-سئو-سایت-مفید-هستند؟
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

ابزارهای بررسی سئو سایت در واقع چک کننده های از قبل تعریف شده ای هستند که بر اساس آخرین داده های تجربی و آزمون شده تشکیل شده اند.

این خیلی مهم است که شما در هنگام سئو یک سایت موارد ابتدایی فنی سئو را در سایت ها رعایت کنید مانند طول عنوان ، به کار بردن توضیحات متا و یا هر چیزی که یک صفحه سایت را برای رتبه گرفتن در گوگل به آن نیاز دارد.

من شخصا بسیاری از سایت ها را که بررسی می کنم و یا در سایت ابزار سئو آنلاین خود می بینم ، متوجه می شوم بسیاری از سایت ها حتی ابتدایی ترین موارد را رعایت نمی کنند.

فهرست عناوین

ابزار سئو رایگان چگونه کار می کنند؟

یکی از کارهای مهمی که یک ابزار سئو رایگان انجام می دهد چک کردن وجود تگ h1 در صفحه است ، تگ h1 یکی از مهمترین عناصر و سیگنال مهم ارتباط در صفحه است که بازگو کننده و معرفی صفحه را به عهده دارد.

تصور کنید عدم وجود آن می تواند در رتبه بندی تاثیر بسیاری داشته باشد و اگر یک ابزار سئو در اختیار داشته باشید ، می تواند آن را چک و به شما اطلاع رسانی کند.

یا خیلی موارد دیگر که نرم افزار بررسی سئو با چک لیست خود می تواند نبود آنها را به شما گوشزد کند.

تحلیل و آنالیز سایت

تحلیل و آنالیز سایت به شما در روند سئو کمک زیادی می کند و حتی می تواند از بروز مشکلات بزرگتر جلوگیری کند.

تصور کنید در صفحه ای که قصد سئو آن را دارید عناوین بسیاری را به کار برده اید اما دید جامعی از آن را ندارید ، یعنی نمی دانید کدام عنوان در الویت باید باشد و چه عنوانی نباید از برچسب بالاتری برخوردار باشد.

در تصویر زیر دقت کنید عناوین به چه صورت آوردن شده است.

همانطور که در عکس بالا مشاهده می کنید الویت از H1 تا H4 از 6 هد استفاده شده است و به خوبی بازگو کننده موضوع صفحه است که فقط با آنالیزور سایت می توانید آن را به خوبی درک کنید.

ابزار بررسی سئو سایت وردپرس

انجام سئو وردپرس از این جهت که بسیاری از سایت ها از وردپرس استفاده می کنند مهم است، بررسی وضعیت سایت به شما در بهبود سئو وردپرس کمک می کند و سرعت شما را افزایش می دهد ، اتفاقا یکی از ابزارهای بررسی سئو سایت ، افزونه سئو وردپرس Yoast است.

این افزونه سئو ضمن کمک به شما در تنظیم موارد مهم سایت مثل امکان نوشتن توضیحات متای مجزا برای هر صفحه و همچنین کنترل عناوین صفحه نقش مهمی در چک سئو سایت دارد.

همانطور که گفته شد استفاده از ابزارهای بررسی سئو سایت می تواند یک کمک خوب باشند اما وابستگی به آنها نیز گاهی شما را دچار مشکل می کند ، اما مزایای آنها به نبودشان میچربد پس بهره بردن از آنها خالی از لطف نیست.

یکی از مزایا ابزارهای بررسی سئو سایت تحلیل سئو صفحه در یک زمان است ، یعنی می تواند گزارشی از عملکرد فعلی سایت ارائه دهد و شما را با حجم بالایی از اطلاعات که ممکن است گیج کننده باشند رها سازند.

پیشنمایش سایت قبل از اینکه حتی گوگل آن را به همگان نمایش دهد چیز به درد بخوری است که یک ابزار سئو می تواند آن را ارائه دهد ، به تصویری از پیش نمایش سایت ما آپسئو نگاه کنید

یا یکی از چیزهایی که می تواند خیلی تکراری به نظر برسد نبود برچسب alt تصویر است که به دلیل تعدا بالای عکس در یک صفحه به وجود می آید ، اما ابزارهای سئو آنلاین این مشکل را با بررسی تک تک تصاویر حل کرده اند.

و حتی مواردی که شما بدون ابزار نمی توانید به بودن یا نبودنشان مطمئن باشید با ابزار بررسی سئو می توانید اطمینان یابید که همه چیز درست کار می کند.

بررسی نمایش سایت در تلفن همراه

اینکه سایت شما در تلفن همراه چگونه دیده می شود و یا اینکه ریسپانسیو است یا خیر را نیز با ابزار بررسی سئو می توانید بررسی کنید.

خوب ما بعضی از مزایای ابزارهای بررسی سئو را معرفی کردیم ، اما مطمئنا کاربردهای خیلی زیادی را می توان در انواع ابزار های بررسی سئو پیدا کرد ، مثلا سایت MOZ که در بین همه سئوکار ها شناخته شده است.

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

سرفصل های مقاله

5 / 5 ( 1 امتیاز )

اگر در حال حاضر در فضای یک کسب و کار مشغول به کار هستید یا در حال تحصیل در یکی از شاخه های بازاریابی یا MBA می باشید، حتما تا به حال نام کمپین های تبلیغاتی به گوشتان خورده است.کمپین تبلیغاتی چیست؟ شامل چه مواردی است؟ چگونه می توان به شکل عملی یک کمپین تبلیغاتی برای برند خود پیاده سازی کنیم؟ در مقالات پیشین به تعریف کامل کمپین تبلیغاتی و همچنین تفاوت آن با کمپین بازاریابی پرداخته شده است. پس از آنکه با این مفاهیم به شناخت کلی دست یافتید لازم است که با مراحل اجرایی مدیریت کمپین تبلیغاتی و همچنین چگونگی پیاده سازی آن در کمپین های تبلیغاتی ایرانی آشنا شوید.

مزایای یک کمپین تبلیغاتی

برای بسیاری از شرکت های کوچک و بزرگ، کمپین های بازاریابی راه اصلی تعامل با مشتریان فعلی و به دست آوردن مشتریان جدید است. کمپین های تبلیغاتی عموما به دنبال انتقال پیامی مشخص در یک بازه زمانی خاص هستند. از جمله مزایای این کمپین ها عبارتند از :

افزایش فروش و سودآوری معرفی یک محصول جدید (کمپین تبلیغاتی معرفی بوشار (پاپ کورن بدون پوست) لینا را به خاطر دارید؟) افزایش آگاهی از محصول یا خدمت (به عنوان مثال کمپین های تبلیغاتی خدمات جدید اپلیکیشن آپ به دنبال معرفی خدمات خرید شارژ، کارت به کارت و …  به مردم بود.) ایجاد یک تصویر مشخص از برند (کمپین تپسی در راستای معرفی هویت بصری جدید خود به دنبال ایجاد یک تصویر مشخص از برند خود در ذهن مشتریان و مخاطبان بود.) معرفی تجربه برند کاهش اثر شایعات و تبلیغات منفی (کمپین های شرکت های لبنی ایرانی در راستای شفاف سازی چگونگی تولید محصولات و برخورداری از استانداردهای جهانی در پاسخ به شایعاتی از جمله وجود باکتری های خطرناک در این محصولات) ایجاد مشتریان جدید فرایند مدیریت کمپین تبلیغاتی تعیین اهداف کمپین تبلیغاتی

اهداف کمپین تبلیغاتی خود و چگونگی اندازه گیری میزان موفقیت در دستیابی به آنها را تعریف کنید.

سوال اصلی : ما به کمک کمپین تبلیغاتی خود به دنبال دستیابی به چه هستیم و چگونه تشخیص دهیم که به آن رسیده ایم یا نه ؟

در این مرحله کافی نیست که فقط بگویید هدفتان “مشتریان بیشتر است” شما باید در این مرحله دقیق باشید و به شکل خاص هدفتان را مشخص کنید. آیا شما به دنبال فروش بیشتر هستید، یا مشتریان جدید بیشتر، یا اینکه مشتریان فعلی مقدار بیشتری از محصولاتتان را بخرند، یا اینکه تعداد بیشتری از مشتریان سابقتان چیز جدیدی از شما بخرند؟میخواهید فروشتان در هر کدام از دسته های مشتریان تا چه اندازه افزایش یابد؟ پس همانگونه که در مقالات پیشین اشاره کردیم به دنبال تعیین شاخص های کلیدی عملکرد به کمک مدل SMART باشید!

شما باید اهدافتان را متناسب با نیازهای کسب و کارتان تعیین نمایید. به عنوان مثال فرض کنید که به دنبال دستیابی به آگاهی برند و وفاداری مشتری هستید: یکی از راه های سنجش این امر تعیین اهدافی برای افزایش نرخ نگهداشت مشتریان است. اگر به دنبال ایجاد 1000 مشتری جدید هستید باید محاسبه کنید که به چه تعداد مخاطب یا همان مشتری بالقوه برای کمپین تبلیغاتی خود و در چه زمانی احتیاج دارید.

احتمالا در طول مسیر متوجه خواهید شد که ساده ترین راه این است که اهداف خود را سالیانه مشخص کنید و در طول سال در مورد نوع و تعداد کمپین ها برای جذب مخاطبان تصمیم گیری نمایید و روی برنامه پیشین خود بازنگری نمایید. هر اندازه که اهداف مورد نظر شما با جزییات بیشتری تعیین شود، سنجش پیشرفت و کارآمدی کمپین های شما آسان تر خواهد شد. با تعیین اهداف واضح شما می توانید کمپین هایی برای به دست آوردن و اندازه گیری نتایج مورد نظرتان ایجاد کنید و همچنین منابع مورد نیاز برای دستیابی به این اهداف را شناسایی کنید.

اگر بخواهیم این مرحله را در کمپین های تبلیغاتی ایرانی بررسی کنیم به عنوان مثال تپسی در کمپین تبلیغاتی اخیر خود در راستای تثبیت هویت بصری جدیدش از طرق مختلف مثل ارسال کد تخفیف و لینک نصب اپلیکیشن جدید با پیامک یا اهدای درون برنامه ای کد تخفیف در صورت آپدیت اپلیکیشن برای مشتریان فعلی به دنبال هدف :

تشویق مشتریان فعلی به آپدیت محصولی که در حال استفاده از آن هستند و همچنین افزایش آگاهی از هویت بصری جدید این مجموعه بود. مخاطبانتان را شناسایی کنید

سوال اصلی : ما به دنبال دستیابی و اثرگذاری به چه کسانی هستیم؟

هنگام انتخاب و ارزیابی اهداف و تاکتیک های مورد استفاده در کمپین همیشه به این فکر کنید که مخاطبانتان چه کسانی هستند؟ چه افرادی را هدف قرار داده اید چه نوع کمپینی با این گروه سازگار است؟ شناسایی مخاطبان به شما در گفتگو مستقیم با آنان کمک خواهد کرد و اینگونه نرخ پاسخگویی کمپین بازاریابی شما افزایش می یابد. از جمله راه های شناسایی، دسته بندی و بخش بندی مخاطبان عبارتند از :

مراحل قیف بازاریابی یا نقشه سفر مشتری : افراد در کدام مرحله از قیف بازاریابی با کسب و کار شما در ارتباط هستند؟ از آنها می خواهید که در مرحله بعد چه کنند؟ به عنوان مثال اگر مشتریان در ابتدای قیف بازاریابی محصول پودر کیک شما قرار دارند باید در ابتدا به آنان در کمپین های خود در مورد نحوه استفاده از پودر کیک آگاهی بدهید و با بیان مزایای استفاده از این پودر مثل آسان بودن و قابل استفاده برای افراد بی تجربه آنان را برای ورود به مرحله بعد که علاقه مندی به محصول است آماده کنید.

ویژگی دموگرافیک مخاطب : شما می توانید کمپین های بازاریابی خود را متناسب با اطلاعات دموگرافیک مد نظر خود مثل سن، جنسیت، سطح درآمد، نژاد، وضعیت شغلی، محل زندگی، مالکیت خانه و سطح تحصیلات سفارشی سازی نمایید و همچنین افراد را با مواردی چون سبک زندگی، سرگرمی ها و …گروه بندی کنید. به عنوان مثال مخاطبان کمپین های تبلیغاتی یک سالن زیبایی در منطقه یک تهران خانم های با سبک زندگی مشخص و ساکن منطقه یک تهران هستند.

ویژگی های مشتری : از نظرسنجی ها، مسابقات و تاریخچه خرید برای یادگیری در مورد علایق و رفتار مشتریانتان استفاده کنید. با شناخت ترجیحات مشتریان می توانید محصولات و پیشنهادات خرید متناسب با مخاطبان را ارائه کنید. به عنوان مثال مشتریانی که از کدهای تخفیف استفاده می کنند یا در حراجی ها خرید می کنند ترجیحات متفاوتی نسبت به مشتریانی که فارغ از قیمت و در ابتدای هر فصل خرید می کنند، دارند.

پس از دو گام اولیه در مدیریت کمپین تبلیغاتی نوبت به شناسایی ابزار کمپین بازاریابی می رسد که این مرحله به همراه 6 مرحله دیگر در قسمت دوم همین مقاله توضیح داده شده است. در صورتی که شما هم تجربه ای در راه اندازی و مدیریت کمپین تبلیغاتی داشته اید با ما به اشتراک بگذارید.

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
سازمانها از شاخص های عملکرد کلیدی ( KPI ) در سطوح مختلف برای سنجش موفقیتشان در دستیابی به اهداف بهره می گیرند. KPIهای سطح بالا بر عملکرد کلی شرکت تمرکز می کنند، درحالیکه...
مدل-بازاریابی-stp-چیست-و-کاربرد-آن
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

سرفصل های مقاله

5 / 5 ( 1 vote )

مدل بازاریابی STP Marketing Model) STP) که به اختصار به آن “مدل STP ” نیز گفته می شود، یک مدل استراتژیک رایج در بازاریابی مدرن است. در  مدل STP تمرکز بیشتر بر مخاطبان و مشتریان است.

با استفاده از مدل بازاریابی STP،برند می تواند به گونه­ا ی اثربخش تر با مخاطبان بازار هدفش ارتباط برقرار کند و بالطبع بازخورد بهتری را از فعالیت های بازاریابی اش انتظار داشته باشد.

مدل بازاریابی STP به سه بخش تقسیم می­شود Segmentation

در این مرحله، بازار مورد نظر برای هر کسب و کار به بخش­ های مختلفی تقسیم می ­شود. در Segmentation بازار براساس ویژگی ­های مشخصی تقسیم بندی می­شود.

در این مرحله تعریف جایگاه فعلی برند، اهداف آن، توانمندی­ های توسعه براساس منابع و شرایط تحمیلی که برند با آن روبه رو است، مورد بررسی قرار می­ گیرد.

Targeting

پس از بخش بندی مخاطبان، زمان آن است که بخشی از بازار به عنوان مخاطبان هدف انتخاب شوند. بهتر است براساس معیارهای حائز اهمیت از میان بخش­ های موجود، بخش ­های ارزش آفرین در بازار را انتخاب کرد و تمرکز فعالیت­ های بازاریابی بر آن بخش ­ها متمرکز شود.

برای انتخاب و هدف گیری مخاطبان 3 روش یا استراتژی مرسوم وجود دارد:

Mass marketing یا بازاریابی انبوه که بخش بندی­ های بازار را در نظر نمی­ گیرد. در صورتی که بازار همجنس و هم دست باشد از این استراتژی استفاده می ­شود و محصولی استاندارد به تمام بازار ارائه می­ شود. Differentiated Marketing یا بازاریابی تمایزی به روشی اطلاق می­ شود که محصولات متفاوت را به مشتریان متفاوت می­ فروشند. این استراتژی از آن نظر که نیازهای مختلف در بازار را پوشش می ­دهد سودمندتر از بازاریابی انبوه است. Niche Marketing یا بازاریابی متمرکز زمانی مورد استفاده قرار می ­گیرد که شرکت برای بخش خاصی از بازار محصول مورد نیازشان را تولید می ­کند و تمرکز آن بررفع نیاز همان بخش از بازار است. Positioning

در مرحله “جایگاه یابی”، محصول برای مخاطبان هدف جایگاه یابی می­ شود. در این مرحله آمیخته بازاریابی بررسی می ­شود تا نحوه تعامل با مخاطبین هدف مشخص شود.

روش­ های مختلفی برای جایگاه یابی برند در بازار وجود دارد، جایگاه یابی براساس ویژگی یا منفعت مشتریان، جایگاه یابی براساس قیمت و کیفیت، جایگاه یابی براساس نوع مصرف و به کارگیری محصول، جایگاه یابی از نظر مصرف کنندگان محصول با توجه به سطح آنها، جایگاه یابی بر اساس سطح محصول و جایگاه یابی براساس مشتریان.

بخش بندی مشتریان (Segmentation) در مدل بازاریابی STP

در مدل STP بخش بندی بازار شامل تعریف بازار و مشخص کردن بخش ­های مختلف آن است. در این مرحله از مدل STP باید مشخص کنیم مرزبندی ­های بازار به چه صورت است.

در بخش بندی بازار ویژگی ­های محصول و خدماتی که برند ارائه می ­دهد، ویژگی­ های بازار و ویژگی مشتریان مورد بررسی قرار می­ گیرد و بر اساس معیارهای مشخص شده بازار به بخش­ های مختلف تقسیم می­ شود.

برای بخش بندی بازار (مخاطبان) در مدل بازاریابی STP موارد زیر را در نظر می گیریم:

ویژگی­ های دموگرافیک

بخش بندی مخاطبین باتوجه به ترکیبی از ویژگی­ هایی از قبیل: سن، جنسیت، درآمد، تحصیلات، قومیت، وضعیت تاهل، وضعیت کاری (شاغل یا خانه دار)، محل اقامت، و علاقه مندی ها

ویژگی­ های روانشناسانه

این مورد به ویژگی­ های شخصیتی و احساسی برگرفته از رفتارهای افراد برمی­ گردد، که شامل اطلاعاتی در خصوص چگونگی تصمیم گیری در هنگام خرید، سبک زندگی، باورها، سرگرمی­ ها و نوع رفتار با دیگران است.

این ویژگی­ ها کانال­ های ارتباطی با مشتریان را مشخص م ی­کند و همچنین مشخص م ی­شود مشتری یک برند ” چه کسانی” هستند و “چرا” از محصولات و خدمات آن استفاده می کنند.

برای جمع آوری اطلاعات روانشناسانه برای بخش بندی مشتریان در مدل بازاریابی STP می­ توانید از روش­ هایی مانند مصاحبه های عمیق، تحقیقات بازار و برپایی مصاحبه های گروهی از مخاطبین برند استفاده کنید.

سبک زندگی

سبک زندگی نشانگر علایق، سرگرمی ­ها، فعالیت ­هایی که مخاطبین خارج از ساعات اداری به آن می­پردازند، و حرفه­ ی آنها می شود. بعضی از سرگرمی­ ها و علایق مخاطبین پتانسیل بالایی برای اهداف بازاریابی کسب وکارها دارد، به عنوان مثال افرادی که به فوتبال علاقه دارند از بازی­ های کامپیوتری، رویدادها، محصولات و پوشاک مربوط به این حوزه استقبال می کنند. همچنین دانستن علایق افراد مشخص می­ کند به چه طریق می­ توانیم توجه مخاطبان را به برند جلب کنیم.

باورها و ارزش­ ها

می­توان مخاطبان را بر اساس مذهب، ملیت، باورهای فرهنگی و ارزش ها به بخش­ های مختلف تقسیم کرد. به عنوان مثال در مادران ایرانی، عادات غذایی و تغذیه کودکان بسیار اهمیت دارد و به نوعی یک ارزش محسوب می شود.

از این رو شناسایی بخش بندی­ های مختلف بازار در مدل STP در خصوص باورها برای برخی از کسب و کارها ضروری است.

مراحل زندگی

افراد در مراحل مختلف زندگی الگوهای رفتاری و مصرفی متفاوتی دارند. همچنین برخی از خدمات و محصولات در دوره­ ی زمانی خاصی مورد نیاز مخاطبان قرار می­ گیرد. بنابراین در استفاده از مدل بازاریابی STP  هنگام بخش بندی بازار هدف، بسته به نوع محصولات یا خدماتتان مراحل زندگی مخاطبین را نیز در نظر بگیرید.

ویژگی­ های جغرافیایی

مرزبندی جغرافیایی مشخص می­ کند، بخش بندی­ های بازار از نظر جغرافیایی چه محل­ هایی را در بر می­ گیرد. گاهی ویژگی ­های جغرافیایی بر ویژگی­ های محصول نیز اثرگذار است.

به عنوان مثال کولر گازی در مناطق جنوبی و مرکزی ایران و کولرهای آبی در مناطق شمالی کاربرد بیشتری دارد. بنابراین در مناطق جغرافیایی مختلف ممکن است مخاطبانی با نیازهای متفاوت وجود داشته باشد.

ویژگی­های رفتاری

این موضوع به ماهیت خرید، وفاداری به برند، سطح مصرف، کانال توزیع، منافع و عکس العمل نسبت به فعالیت ­های بازاریابی اشاره دارد. شناسایی رفتار مصرف کننده مشخص می­ کند برای ارائه یک محصول بر چه ویژگی­ هایی باید تاکید داشت یا از چه کانال ­هایی اقدام به توزیع محصول شود و مواردی از این دست. همچنین گاهی شناسایی رفتار مصرف کننده منجر به شناخت نیازهای پنهان آنها می­ شود که ممکن است به شروع کسب و کاری جدید، بیانجامد. در این بخش تهیه و تحلیل پرسنا می­ تواند اطلاعات مفیدی را به تیم بازاریابی بدهد.

منفعت

منفعت در واقع رضایت و مصرف مشتری از محصولات و خدمات برند است. گاهی متمایز سازی محصولات به دلیل جلب رضایت مشتریان صورت می ­پذیرد.

بخش­بندی محصول در مدل STP

در مدل بازاریابی STP، تقسیم بندی و گروه بندی محصولات و مشتریان هر گروه از آنها، قدم مهمی در تعیین بازار هدف است، چراکه اولیت ­های گروه مشتریان را مشخص می­ کند. برندها گاهی محصولات متفاوت با ویژگی­ های متفاوت دارند بنابراین تقسیم بندی محصولات نیز بخشی از فاز بخش بندی بازار است. در مدل STP، بخش بندی محصولات هدایت مشتریان را آسوده ­تر می ­کند و همچنین تخصیص منابع به منظور ترفیع کالا براساس میزان اهمیت آنها صورت می­ پذیرد.

از این رو برای سهولت در استفاده از مدل بازاریابی STP،  لازم است تقسیم بندی مناسبی از محصولات وجود داشته باشد. بخش بندی محصولات در صنعت به روش­ های مختلفی صورت می ­پذیرد:

نوع محصول

وقتی محصولات در طبقه ­بندی­ های مشخصی باشند و ویژگی­ های آنها کاملا از هم مجزا باشد، هر محصول به صورت جداگانه در یک بخش و گروه محصولات قرار می­ گیرد. در برخی موارد محصول به تنهایی از اهمیت برخوردار است و خود محصول برای مشتریان شناخته شده بوده و مورد نیاز آنها است، که در این صورت نیز آن محصول جداگانه یک گروه محصول را به خود اختصاص می ­دهد.

روش تولید محصول

روش تولید دربرخی از محصولات ویژگی خاصی را به محصول می ­بخشد که کارایی آن را تعیین می ­کند، در این موارد محصولات براساس روش ساختشان از هم تفکیک می­ شوند. به عنوان مثال می­توان به فرش ماشینی و دست بافت اشاره کرد که مخاطبان مختلفی را به خود جذب می­ کنند.

تقسیم بندی بر اساس برند

در برخی صنایع برند محصول تعیین کننده، کیفیت، کارایی و قیمت محصول بوده و به همین واسطه محصول براساس برند سازنده آن از یکدیگر متمایز می­ شوند. مانند بازار موبایل که برندهای سازنده حتی توانسته ­اند ویژگی­ های مشتریان را نیز تعیین کنند. برای مثال می­توان به افرادی که از آیفون استفاده می ­کنند ویژگی­ های خاصی را نسبت داد که برگرفته از آگاهی بالا از برند است.

کارایی محصول

عامل دیگر که در بخش­بندی گروه محصولات موثر است، کاربرد محصولات است که ممکن است باتوجه به موارد استفاده از محصولات به گروه بندی آنها پرداخته شود.

هدف گیری بازار (Targeting) در مدل بازاریابی STP

پس از بخش بندی بازار در مدل STP، نوبت به انتخاب بخش­ هایی از بازار است که برند قادر به ارائه محصول و خدمات به آنها است. به منظور مشخص کردن بازار هدف لازم است ابتدا معیارهای مورد نظر تعیین شود.

معیارهایی همانند سودآوری، بکر بودن بازار، توان رفع نیاز مشتریان و عواملی از این دست مشخص می­ کنند بهترین بازار برای هدف گذاری کدام است.

نهایتا در هدف گذاری بازار مشخص می­ شود کدام بخش بازار برای انجام کسب و کار جذاب تر است، لیست زیر مشخص می­ کند با استفاده از چه معیارهایی می­توان جذابیت بالقوه و مالی هر بخش از بازار را به منظور استفاده از مدل بازاریابی STP ارزیابی کرد.

معیار اندازه : اندازه بازار باید به اندازه کافی بزرگ باشد تا قابلیت بخش بندی را داشته باشد در غیر این صورت بخش ­های بازار نیز به نسبت کوچکتر خواهند شد. تمایز : تمایزهای قابل اندازه گیری بین بخش­ های مختلف بازار می ­تواند عامل مناسبی برای تعیین جذابیت هر بخش باشد. ویژگی­ های مالی : هزینه و سود هر بخش از بازار موضوع حائز اهمیتی در تعیین جذابیت بازار است. در دسترس بودن: نهایتا بازار مورد هدف باید برای برند در دسترس باشد تا برند بتواند محصول و خدمات خود را به آن عرضه کند و پیامش را به مخاطبانش برساند.

با در نظر گیری این معیارها و معیارهایی که متناسب با نوع برند و کارکرد محصولات و خدماتش ممکن است مهم باشند، بخش های مختلف بازار ارزیابی می­ شوند و نهایتا بخش­ هایی از آن مورد هدف قرار می­ گیرند تا برند فعالیت ­های بازاریابی خود را معطوف به آن بخش­ها کند.

پس از انجام Segmentation و Targeting در” مدل بازاریابی STP” باید Positioning را مد نظر قرارداد.

جایگاه یابی (Positioning)در مدل بازاریابی STP

برای جایگاه یابی برند در بازار ابتدا لازم است برند موضع خود را مشخص کند و سپس جایگاه خود را برای مشتریان در بازار تعریف کند.

برند پوزیشنینگ (Brand Positioning) به صورت یک مفهوم اصلی که بیان کننده­ ی ماموریت و فعالیت اصلی شرکت است، تعریف می ­شود.

در تعریف برند پوزیشنینگ (Brand Positioning) و در کانال ­های ارتباطی مختلف برند با بازار هدف، استراتژی های بازاریابی یکپارچه ایی تعریف می ­شود.

همچنین ممکن است موضع شرکت در قبال گروه ­های مختلف مشتریان متفاوت تعریف شود. (در حالتی  که برند شامل زیر برندهایی باشد که هریک نیاز بخش­ های مختلفی از بازار را پوشش ­دهند.)

معمولا برای جایگاه یابی برند از مدل­ های مختلفی استفاده می ­شود، همچنین تحلیل بازار می­ تواند برندها را در تعیین جایگاه مناسبشان در بازار یاری دهد.

تحلیل بازار

موقعیت استراتژیک برند از جوانب گوناگونی مورد بررسی قرار می ­گیرد. یکی از روش ­های تعیین موقعیت برند در بازار توجه به موقعیت برند در بازار و به نسبت رقبا است.

یکی از روش ­های تعیین موقعیت برند در بازار تعریف موقعیت آن نسبت به رقبا و توانمندی آن در تامین نیاز مشتریان است. معمولا شکل زیر در هر صنعتی تعریف می ­شود، مشتریان نیازهایی دارند که بخشی از آن را رقبا و بخشی را شرکت مورد نظر تامین می­ کند.

آن بخش از نیاز مشتریان که صرفا توسط رقبا تامین می­ شود، بخش از دست رفته بازار است. آن بخشی که رقبا به همراه برند مشغول به تامین نیاز مشتریان است، به اصطلاح اقیانوس قرمز نام دارد که رقابت در آن به شدت سنگین است. و نهایتا بخشی از بازار که صرفا برند اقدام به تامین نیاز مشتریان می­کند اقیانوس آبی است که رقابت برای برند کمتر بوده و به اصطلاح برند می تواند در آن بخش به نوعی پیشرو بازار باشد.

همچنین از روش­ های دیگر برای جایگاه یابی برندها در بازار تحلیل­ های آماری است که طبق نظرسنجی و امتیاز دهی به برندهای فعال در بازار در حوزه ­های مختلف امتیازاتی از جانب متخصصان و مشتریان داده می­ شود، با بررسی این امتیازات جایگاه برندها در بازار و به صورت کمی مشخص می­ شود.

آمیخته بازاریابی

آمیخته بازاریابی در بخش آنلاین و آفلاین مشخص می ­کند با هر گروه از مشتریان به چه طریق می­توان ارتباط برقرار کرد و از چه استراتژی­ هایی می­توان استفاده کرد.در مدل STP پس از مشخص شدن بخش بندی بازار، بازارهای هدف، و جایگاهی که برند در بازار دارد، بر اساس مدل آمیخته بازاریابی، فعالیت ­های بازاریابی مشخص می شوند.

با تهیه کمپین های بازاریابی، برند می­ تواند در پلتفرم های مورد نظر اقدام به پیام رسانی و تعامل با مخاطبان خود نماید.

جهت آشنایی با مدل آمیخته بازاریابی و چگونگی به کارگیری آن در کسب و کارتان مطالعه مقاله زیر پیشنهاد می شود:

در-انتخاب-نام-برند-موفق-باید-به-چه-نکاتی-توجه-کنیم؟
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

سرفصل های مقاله

5 / 5 ( 1 vote )

اگر به دنبال ایجاد یک برند و انتخاب اسم برند تجاری خود هستید، اگر از پیشنهاد نام برند یا لیست های تکراری اسامی پیشنهادی وب سایت های مختلف خسته شده اید و می خواهید یک نام برند خاص و متناسب با استراتژی های بازاریابی خود انتخاب نمایید، اگر می خواهید با مراحل نام گذاری برند آشنا شوید این مقاله را از دست ندهید.

در این مقاله به توضیح مختصری در مورد 5 مرحله انتخاب نام برند پرداخته می شود که در ادامه به آنها می پردازیم :

رویکردهای مختلف نام گذاری برند را بشناسید و از آنها استفاده نمایید

اولین گام در پاسخ به سوال “چگونه نام برند انتخاب کنیم؟” شناخت رویکردهای مختلف نام گذاری است که در اینجا به سه رویکرد می پردازیم :

نام انتزاعی : این اسامی برند هیچ ارتباط مستقیمی با محصول ندارند. ساخت نام برند انتزاعی نیازمند زمان و سرمایه گذاری فراوانی است تا آن نام بتواند محصول شما را انعکاس دهد و با مخاطبتان ارتباط برقرار کند. به عنوان مثال می توان به برند اپل یا اسنپ اشاره کرد.

نام توصیفی : این نوع از اسم برند در مورد محصول یا خدمت تان به شکل معنادار توضیح می دهد. این رویکرد چندان ارتباط احساسی میان مخاطب و محصول برقرار نمی کند ولی به نظر می رسد که برای تصمیم گیران منطقی رویکرد جذابی خواهد بود. البته می توان به کمک یک طراحی موفق و استراتژی بازاریابی یک بعد احساسی نیز به آن اضافه کرد. اسامی مثل جنرال موتورز یا دیجی کالا در این بخش قرار دارند.

نام احساسی : این قبیل نام ها احساسی را بین برند و مخاطب ایجاد می کنند و یکی از سخت ترین انواع نام های برند هستند که در مورد سطح احساس یک محصول توضیح می دهند. یک نام احساسی نیازمند یک شعار یا ارائه قدرتمند است که بتواند محصول را به سرعت نمایش دهد.

بعد از آشنایی با رویکردهای گوناگون در مراحل بعد باید بتوانید :

لیستی بلند از گزینه های انتخابی که در هر یک از رویکردهای گوناگون بالا یا سایر رویکردها قرار دارند، تهیه کنید. جلسات طوفان فکری خارجی ترتیب دهید تا نظرات افراد خارج از شرکت را نیز جویا شوید و یا حتی به گزینه های بیشتری از اسامی دست یابید. اسامی مختلف را به کمک فیلترهای مثل مشتریان بتا، مدیران بازاریابی و اجرایی سایر شرکت ها و همچنین نخبگان دانشگاهی تست نمایید. رویکرد مورد نظر برای محصول یا خدمتتان را به کمک شواهد و فیدبک های به دست آمده انتخاب کنید.

نام برند انتخابی خود را اعتبارسنجی کنید

چک لیستی برای اعتبارسنجی ایده های اسامی برند خود تهیه کنید. می توانید از سایت های جستجوی دامین مثل Whois استفاده نمایید تا دسترسی یه دامین های نام های پیشنهادی مد نظر خود را بررسی نمایید. حتی می توانید با ابزاری متفاوت از نبود اسامی مشابه در iOS App و Google Play Store اطمینان حاصل کنید و در نهایت در مورد در دسترس بودن پیج اینستاگرام یا آپارات تحقیق کنید.

حتی می توانید شرایط خاصی برای نام گذاری شرکت تعیین کنید و آن را در چک لیست قرار دهید، به عنوان مثال کمتر از 8 حرف بودن نام شرکت یا در دسترس بودن پیج اینستاگرام. پس از تهیه چک لیست می توانید نکاتی مثل کلماتی که حتما قصد دارید در ساخت نام برند از آن استفاده کنید یا اصطلاحات رایج در کسب و کارتان و یا مواردی که باید از آن بپرهیزید را یادداشت نمایید. به عنوان مثال یکی از این موارد قابل پرهیز می تواند این باشد که اگر قصد گسترش فعالیت های خود به کشورهای حاشیه خلیج فارس را دارید از حروف غیر قابل تلفظ در زبان عربی مثل پ یا ژ استفاده نکنید. در طول این فرایند لیست شما برای انتخاب نام برند در مراحل بعد کوتاه تر خواهد شد.

جلسه طوفان فکری در خارج از مجموعه خود ترتیب دهید.

یک یا چند جلسه با حضور مجموعه ای از افراد خلاق شامل متخصصین برندینگ، طراحان، توسعه دهندگان وب و دارندگان کسب و کار در راستای طوفان فکری انتخاب نام برند تشکیل دهید. هدف از این جلسه شروع آن به وسیله شما به عنوان دارنده کسب و کار و دستیابی به ایده های گوناگون اشخاص است. حواستان باشد که در این جلسات به منظور جلوگیری از محدود کردن گفتگوها یا جهت دادن به آنها به هیچ عنوان به در دسترس بودن دامین فکر نکنید و تا آنجا که می توانید ایده جمع آوری کنید. به همه حاضرین فرصتی برای صحبت بدهید و فرایند را به طور کامل برای آنان توضیح دهید. شرکت کنندگان را از بک گراند های متفاوت و از هر دو جنسیت زن و مرد انتخاب کنید تا به درستی نمایانگر بازار هدف شما باشند.

در نهایت یک نماینده برای برگزاری این جلسه و مدیریت آن با شخصیت و زمینه فکری قوی انتخاب کنید و به دقت به صحبت های انجام شده گوش دهید و در صورت امکان آنها را یادداشت یا ضبط کنید. پس از پایان طوفان فکری و یافتن نام های جدید و رای گیری در مورد هر یک از اسامی پیشنهاد نام برند، لیست جدیدی از این نام ها تهیه کنید و از هر یک از شرکت کننده ها در مورد نام هایی که از این لیست دوست دارند و چرایی آن بپرسید و اسامی که عکس العمل های منفی در مورد طرز تلفظ، ترجمه، موارد و تصاویر مرتبط به آنها وجود دارند، حذف نمایید. در نهایت دامین های در دسترس را چک کنید و از شرکت کنندگان بخواهید که اشکال مشابه این اسامی انتخابی را که به ذهنشان می رسد مطرح کنند و در نهایت جلسه را با حداقل سه گزینه برای اسم برند تجاری به اتمام برسانید.

جلسه داخلی در مورد جلسه مرحله قبل برگزار کنید

جلسه طوفان فکری برگزار شده به دنبال بحث پیرامون گزینه های نام شرکت بوده است و نه تصمیم گیری در مورد انتخاب یک نام خاص، بنابراین بهتر است در نزدیکترین زمان ممکن جلسه ای با تیم خود تشکیل و در مورد تک تک اسامی مطرح شده بحث و گفتگو کنید. در بهترین حالت پس از طی این مراحل شما 3 نام پیشنهادی برند خواهید داشت که می توانید بر روی مخاطبان هدف خود تست کنید.

لیست نهایی اسامی پیشنهادی را توسط کاربران آزمایش کنید

در گام نهایی بهترین سه گزینه خود را پس از تحلیل های داخلی انتخاب و آن را به همراه سوالاتی مثل “آیا این اسم به درستی حوزه فعالیت ما و چرایی انتخاب این نام را مشخص می کند؟” یا ” چه حسی نسبت به این اسم دارید؟” برای مخاطبان خود ارسال کنید یا از طریق مصاحبه تلفنی از آنها بپرسید.

پس از طی تمام این مراحل با جمع بندی اطلاعات به دست آمده و تحلیل آنها وقت آن می رسد که نام برند برنده را مشخص کنید. این یک نمای کلی از فرایند انتخاب نام برند و پاسخ به سوال “چگونه نام برند انتخاب کنیم” به زبان ساده بود که امیدواریم به شما در نام گذاری شرکت تان کمک نماید. البته فرایند نام گذاری برند دستورالعمل های خاصی دارد که در این مقاله مجال پرداخت به آن را نداشتیم، اگر شما هم در این زمینه تجربه عملی دارید با ما در میان بگذارید.

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

سرفصل های مقاله

5 / 5 ( 1 vote )

مدیر رسانه Media Manager یا مدیر رسانه ای اصلاحی است که در دهه اخیر به واسطه رشد چشمگیر رسانه و وسایل ارتباط جمعی بیشتر شنیده می شود. قدرت و تاثیر انکارناپذیر دنیای تکنولوژی بر زندگی کنونی، سبب به وجود آمدن مشاغلی شده که تا چند دهه اخیر خبری از آنها نبود و یا حداقل شاهد فعالیت آنها به صورت سنتی و محدود بودیم.

مدیران رسانه ای که اغلب صدای شرکت ها نامیده می شوند، قبلتر به عنوان مدیر انجمن (Community Manager) شناخته شده و حتی قبل از دنیای اینترنت، بیشتر در نقش نماینده روابط عمومی (Public Relations Representative) شناخته می شدند.

امروزه این عناوین و تعاریف دستخوش تغییراتی شده و آنچه ما به عنوان مدیر رسانه Media Manager می شناسیم، مفهوم و کارایی وسیع تری دارد. اگر میخواید بدانید یک مدیر رسانه ای کیست و چه وظایفی به عهده دارد، تا پایان این مقاله با ما همراه باشید.

تعریف مدیر رسانه (Media Manager)

مدیران رسانه در واقع افراد حرفه ای، کارآمدی و متخصص ارتباطات هستند که مغز متفکر و طراح تبلیغات نمادین می باشند. وقتی تبلیغاتی را در تلویزیون، رادیو، بیلبورد، اینترنت، ایمیل، روزنامه ها و مجلات، تلفن همراه یا فیلم ها مشاهده می کنید، یک مدیر رسانه Media Manager نقش مهمی را در شکل گیری آنها بر عهده دارد. او مسئول تمام مراحل شکل گیری و ایجاد یک کمپین تبلیغاتی بوده که این روند وظایف زیادی را در برگرفته که او می تواند از مهارتهای منحصر به فرد خود برای انجام کارها استفاده کند.

یک مدیر رسانه ای در جایگاه و موقعیت یک مدیر ارشد می باشد و کارفرمایان کسی را برای این کار انتخاب می کنند که دارای حداقل مدرک کارشناسی مدیریت بازرگانی، تجارت، بازاریابی، تبلیغات یا یک رشته مرتبط به آنها بوده و حداقل دو سال تجربه بازاریابی یا نقش مدیریتی داشته باشد. که البته کارفرمایان اشخاص دارای مدرک کارشناسی ارشد بازرگانی با تاییدیه مهارت بازاریابی را ترجیح می دهند.

آنها به طور معمول در یک شركت و یا آژانس تبليغاتی کار می کنند، اگر چه بیشتر وقتشان به واسطه دیدار با مشتری در خارج از دفتر کاری سپری می شود. همچنین یک مدیر رسانه Media Manager می تواند مستقیما توسط شرکت های بزرگ و یا شرکت هایی با بخش های تبلیغات داخلی استخدام شود.

آمار نشان می دهد که تقاضا برای مدیران تبلیغاتی، ارتقاء و بازاریابی که شامل مدیران رسانه نیز می باشد، در طی سال های اخیر رشد بسیار چشمگیری داشته است.

وظایف و مسئولیت های مدیر رسانه

همانطور که گفته شد مدیر رسانه ای “رئیس و رهبر” یک کمپین تبلیغاتی بوده که وظایف او شامل همه چیز، از صفر تا صد مربوط به تهیه مؤلفه های یک کمپین، راه اندازی و اندازه گیری نتایج آن می باشد. دیگر وظایف اصلی و مسئولیت های متداول مدیران رسانه عبارتند از:

شناسایی و بیان نیازهای مشتری

مدیر رسانه در طی جلساتی زمانبندی شده با مشتریان خود ملاقات داشته که در طی آنها نیازهای مشتری را تشخیص داده و سپس این نیازها را در قالب وظایفی ملموس از ایده هایی مفهومی به اعضای کارآمد تیم خود ارائه می دهد.

ایجاد، حفظ و تحلیل برنامه های بازاریابی

مدیر رسانه ای یک چشم انداز استراتژیک برای یک کمپین بازاریابی ایجاد می کند و در ادامه با مدیران پروژه بازاریابی خود کار کرده تا دریابد که دقیقا باید چه کاری توسط چه کسانی انجام شود تا این چشم انداز با موفقیت به وقوع بپیوندد.

برقراری و حفظ رابطه با مشتری

مهارت های ارتباطی خوب، از جمله توانایی هایست که یک مدير رسانه باید برای مدیریت نگرانی مشتری های خود از آن برخودار باشد. آنها همچنین باید در برخورد با مشتریان جدید، از قدرت مذاکره خود برای قیمت گذاری استفاده کنند.

پایدار ماندن در صدر روندهای صنعتی

بازاریابی صنعتی به سرعت تغییر می کند. مدیران رسانه ای باید در رابطه با کانال های توزیع جدید، در صدر روند فعلی باقی بمانند که این مهم شامل کاوش در تمام سوشال مدیاها و درک نحوه استفاده از آنها در زمینه پاسخگویی به نیازهای مشتری است.

مهارت های مورد نیاز یک مدیر رسانه (Media Manager)

مدیران رسانه برای انجام کارهای خود ناگزیر هستند که لیستی از توانایی ها و مهارت ها را در اختیار داشته باشند. قبل از هر چیز آنها رهبرانی قدرتمند هستند که وظیفه دارند کارهای مشخصی را به همه افراد درگیر در یک کمپین بازاریابی واگذار کرده و سپس اطمینان حاصل کنند که طبق برنامه به مشتری تحویل داده شده است.

ثانیا، مدیر رسانه یک استراتژیست است؛ آنها باید اینگونه باشند که در عین حال که در مقیاش بزرگ فکر و تصویرسازی می کنند، بتوانند به خوبی روی جزئیات دقیق یک استراتژی نیز تمرکز داشته باشند.

مهارت های دیگری که یک مدیر رسانه ای حرفه ای باید از آن برخوردار باشد عبارتند از:

مهارت مذاکره

پیشتر گفته شد که یکی از ابزارهای لازم برای یک مدیر رسانه (Media Manager)، داشتن مهارت بالای مذاکره است. این مدیران ضمن برقراری و حفظ رابطه با مشتری، از مهارت های مذاکره خود جهت شناسایی نیازهای او استفاده کرده و بر اساس این نیازها پیشنهادهای موثری را ارائه می دهند.

مهارت آنالیز و تحلیل

برای ایجاد برنامه های بازاریابی مبتنی بر داده ها، به مهارت های تحلیلی مدیران رسانه نیاز است. آنها هنگام تصمیم گیری در مورد شاخص های اصلی عملکرد برای یک کمپین و همچنین مشاهده نتایج آن، از این مجموعه مهارت ها استفاده می کنند.

مهارت تفکر استراتژیک

اگرچه تمامی مهارت های برشمرده شده بسیار حیاتی هستند، اما مدیر رسانه ای بیشتر، مهارت های تفکر استراتژیک خود را می طلبد. او به عنوان لیدر استراتژی هر کمپین بازاریابی، باید توانایی پردازش سریع اطلاعات و تصمیم گیری صحیح براساس اطلاعات گفته شده را دارا باشد که این مهم بخشی از مهارت های یک متفکر استراتژیک خوب است.

مهارت خودآموزی

آنچه یک مدیر رسانه حرفه ای را از یک مدیر رسانه متوسط متمایز می کند، اشتیاق او به یادگیری، خصوصا در مورد بازاریابی است. در عصر اینترنت به نظر می رسد که تقریبا هر هفته یک ابزار، پلتفرم یا استراتژی بازاریابی جدید معرفی می شود. مدیران رسانه باید این توانایی و تمایل را داشته باشند که سیستم عامل های جدید را به تنهایی یاد گرفته و آنچه را که می آموزند در مورد حرفه ی خود به کار گیرند.

چشم انداز شغلی مدیران رسانه ای در طول دهه های آینده نسبت به سایر مشاغل و صنایع بسیارخوب پیش بینی می شود. تخمین زده شده است که در طی ده سال آینده رشدی 10٪ خواهد داشت که میزان آن سریعتر از میانگین سایر مشاغل، بین سال های 2016 تا 2026 است. میزان نرخ رشد برای سایر مشاغل حدود 7٪ پیش بینی شده است.

حال که با وظایف و ویژگی های یک مدیر رسانه (Media Manager) حرفه ای آشنا شدید و برای رونق کسب و کار خود نیاز به یک مدیر رسانه ای را حس کردید، قبل از هر چیز تجربه، سوابق شغلی، کارهای انجام شده توسط تیم تحت مدیریت وی را به خوبی بررسی کرده و سپس اقدام به مذاکره نمایید.

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

5 / 5 ( 1 vote )

پیش از این به تعریف ارزش برند (Brand Value) و روش های گوناگون ارزیابی برند پرداختیم.  این مقاله به دنبال ارائه یک دستورالعمل کلی برای محاسبه ارزش برند است. ابتدا لازم است که به اهمیت محاسبه ارزش برند در دنیای امروز بپردازیم :

اهمیت ارزیابی برند (Brand Valuation)

برندهای بزرگ مثل اپل یا گوگل میلیاردها دلار ارزش دارند. البته این ارزش خاص برندهای بزرگ نیست و حتی کسب وکارهای کوچک نیز می توانند در صنعت یا بازار محلی خود از ارزش قابل ملاحظه ای بهره مند باشند. ارزش ویژه برند (Brand equity) یکی از معدود دارایی های کسب وکار است که یک مزیت رقابتی پایدار برای برند به ارمغان می آورد.

ولی از آنجایی که مفهوم ارزش برند معانی متفاوتی در ذهن افراد متفاوت دارد، ارزیابی برند یک مفهوم انتزاعی خواهد بود. روش های گوناگونی برای محاسبه ارزش برند وجود دارند. شما ممکن است زمانی به سراغ محاسبه ارزش برند بروید که بخواهید برند خود را بفروشید و یا با شرکت دیگری ادغام شوید و یا حتی به دنبال توسعه کسب و کار به کمک وام یا سرمایه گذاران خارجی باشید. برای نشان دادن صحت و قابلیت اعتماد به ارزیابی برندتان ابتدا هدفتان از این محاسبه ارزش را مشخص و سپس بهترین روش برای محاسبه یک ارزش برند عادلانه را انتخاب کنید.

ارزیابی برند به فرایند مورد استفاده برای محاسبه ارزش یک برند یا میزان مبلغی که یک شرکت دیگر حاضر به پرداخت آن برای خرید برند است، گفته می شود. همانگونه که پیش از این نیز اشاره شد رویکردهای گوناگونی برای ارزیابی برند وجود دارد که به دو دسته کلی تقسیم می شوند:

رویکردهای ارزیابی ارزش ویژه برند: که در این مقاله به آن بیشتر می پردازیم رویکردهای صرفا مالی : مانند ارزیابی برند مبتنی بر هزینه یا درآمد

محاسبه ارزش برند می تواند به سادگی محاسبه درآمدی که برند قادر به تولید آن است یا محاسبه ارزش برند رقبای مشابه موجود در بازار باشد. البته باید در نظر داشت که این اطلاعات نیز به سادگی در دسترس نیست و همین امر محاسبه ارزش برند را بیش از پیش پیچیده می کند. از سوی دیگر ارزش ویژه برند در محاسبات حسابداری یک دارایی ناملموس بوده که به کمک ادراکات مشتری از برند سنجیده می شود و همچنان نقش مهمی در ارزیابی های کلی دارایی های یک شرکت دارد.

ارزش ویژه برند جذب مشتریان را آسان تر می نماید. با این وجود محاسبه ارزش برند به کمک معیارهای مالی محدودیت هایی دارد چرا که ممکن است تاخیری میان ساخت ارزش ویژه برند و درآمد حاصل از آن بیافتد. به عنوان مثال نتایج یک کمپین موفق بازاریابی مثل افزایش آگاهی از برند یا سایر معیارها ممکن است اثر سریع یا ثابتی بر درآمد یا آورده شرکت نداشته باشند. چالش اینجاست که برند در واقع در ذهن مشتریان است و محاسبه ارزش آن بدون اندازه گیری دقیق ادراکات مشتری از برند چندان عدد قابل اعتمادی نیست.

در ادامه به 4 معیار مهم در راستی آزمایی ارزش (Value) و ارزش ویژه برند (Brand Equity) تخمینی و راهی برای ارزیابی برند فراتر از دفاتر مالی و محاسبه درآمد و آورده ها می پردازیم. این 4 فاکتور ادراکات مصرف کننده از برند را به کمک یک بررسی از نمونه ای از بازار هدف، مشخص می کنند.

آگاهی از برند (Awareness)

شاید موضوع واضحی باشد ولی بدون آگاهی، برند عملا نامرئی است. موارد زیر را در مورد برندتان (به ترتیب مشخص شده) بررسی کنید:

آگاهی بی اختیار (Spontaneous Awareness) : از افراد در مورد برندهای یک دسته محصول یا خدمت مشخص بپرسید. (به عنوان مثال در صنعت ماکارونی برند X اولین برندی است که به ذهنشان می رسد و حتی قادر به نام بردن برند Y یا Z نیز هستند.)

آگاهی بی درنگ (Prompted Awareness) : قادر به تشخیص برند از میان لیستی از رقبا هستند.

یادآوری مستقیم (Direct Prompting) : آوردن نام یک برند خاص یا حتی لوگو آن برای تشخیص اینکه مشتریان تا چه اندازه برند را به خاطر می آورند و پرسیدن سوالی مثل “آیا نام برند X را شنیده اید؟”

آگاهی از برند یکی از معیارهای ضروری برای سنجش ارزش و ارزش ویژه برند است. آگاهی از برند به ویژه آگاهی بی اختیار یکی از معیارهای ضروری برای اطمینان از ارزش بالای یک برند است. برندها همواره به دنبال آن هستند که جایی در ابتدای ذهن مشتریان، ابتدای لیست خرید یا حداقل لیست برندهایی که به ذهن مخاطبان خطور می کند، پیدا کنند.

انجام مداوم تحقیقات بازار به شما کمک خواهد کرد که سطح آگاهی از برند را بسنجید و حتی با ایجاد تغییراتی در تبلیغات، پوشش رسانه ای یا هر استراتژی دیگری که میزان دیده شدن برند را تحت تاثیر قرار دهد، آن را تغییر دهید.

ادراکات از برند (Perceptions)

آگاهی از یک برند به تنهایی به معنای قدرتمند بودن یک برند نیست. اغلب برندها در حدی توسط افراد شناخته شده هستند که چنین برندی هم وجود دارد و نه بیشتر. زمانی که از مردم خواسته می شوند که این برندها را توصیف کنند قادر به این کار نیستند. این امر ناشی از عدم شناخت کافی از محصولات و خدمات یا نبود تصویری مثل ارزش هایی که برند به واسطه آنها شناخته می شود و نسبت به رقبا متمایز خواهد شد، به وجود می آید. این اطلاعات از طریق پرسش سوالات گوناگون مثل سوال زیر به دست می آیند :

“چه کلمه (یا کلماتی) به دهنتان خطور می کند زمانی که نام برند X را می شنوید؟”

این ساده ترین راه است که به محققان امکان به تصویر کشیدن لغاتی در مورد برند که بی اختیار به ذهن خطور می کنند را می دهد. دیگر روش برای ترسیم تصویر ذهنی برند نسبت به رقبا استفاده از یک نقشه ادراکی (Perceptual Map) با دو مقیاس عملکرد و ارزش برند بر روی دو محور این نقشه است.

داده های به دست آمده در مورد جایگاه برند در این نقشه ادراکی ویژگی هایی از جمله نقاط قوت، ضعف و اولویت های برند را نسبت به رقبایش مشخص می کند.

یکی دیگر از روش های رایج برای ترسیم جایگاه برند و بررسی میزان تمایز برند نسبت به رقبا استفاده از تجزیه و تحلیل هایی مثل تجزیه و تحلیل مطابقت یا همانندی (Correspondence Analysis) به عنوان یک تکنیک آماری پیشرفته است. به زبان ساده تر در این تجزیه و تحلیل، ویژگی های تصویر برند خود مثل ارزشمند، بهترین کیفیت، نوآور، جالب، دسترسی آسان و … و همچنین سایر برندهای رقیب آن حوزه با طرح های جداگانه به تصویر می کشیم و از مخاطبان سوالات زیر را می پرسیم :

هر یک از این برندها تا چه اندازه به هم نزدیک هستند آنها را دسته بندی کنید (برندهای مشابه نزدیک هم قرار می گیرند.) کدام تصاویر به بهترین شکل هر یک از برندها را توصیف می کند؟ کدام ویژگی تصویر برند برای اکثر برندها صادق است و کدام یک تنها خاص یک برند است و آن را از بقیه متمایز می کند؟

روش های دیگری نیز با رویکرد تصویری به منظور جمع آوری داده و تجزیه و تحلیل بررسی ها وجود دارند که در شناسایی نقاط قوت و کاستی های برند به کار می روند.

تمایلات (Intentions)

این تحقیقات بازار در اندازه گیری شاخص های کلیدی مثل :

تمایل به خرید تمایل به پرداخت بیشتر کیفیت درک شده و یا دیگر معیارهای کلیدی برند کارآمد هستند.

از این اطلاعات می توان برای ایجاد یک نقشه ادراکی با محورهای تمایل به پرداخت بیشتر و کیفیت برای تشخیص جایگاه یابی برند استفاده کرد. اینگونه می توان تعیین کرد که کدام برند دارای محرک قیمت و کدام یک دارای محرک کیفیت است. اندازه گیری مداوم و رصد تمایل به خرید و تمایل به پرداخت بیشتر مشتریان در طول زمان می تواند به اندازه گیری ارزش و ارزش ویژه برند نیز کمک کند.

بخش بندی (Segmentation)

یکی از نکات مهم در محاسبه ارزش برند و ارزش ویژه برند، تحلیل بخش های گوناگون اصلی مصرف کنندگان است. این بخش بندی می تواند بسیار ابتدایی و تنها محدود به بخش بندی بر اساس سن برای یک محصول سوپرمارکتی جوان پسند باشد (انجام تحقیقات بر روی مشتریان با سن 18 تا 35 سال) و یا بر اساس پرسناهای بازار هدف که برای استراتژی های بازاریابی یک کسب و کار تعریف شده است، باشد.

علت این امر آن است که احتمالا آگاهی از برند یا سایر شاخص های اندازه گیری ارزش ویژه برند برای برخی از بخش های مشتریان که این برند را نمی بینند و یا به آنها ربطی ندارد ضعیف تر خواهد بود. به عنوان مثال یک برند ممکن است در میان مصرف کنندگانی که محرک آنان قیمت است کمتر شناخته شده باشد ولی در میان مشتریانی که به دنبال کیفیت هستند رهبر بازار تلقی شود.

این مقاله تنها خلاصه ای کوتاه از نقش حیاتی یک تحقیقات بازار حرفه ای برای محاسبه ارزش برند فراتر از شیوه های مرسوم مثل درآمد، آورده و مصرف منابع مالی بود. امیدواریم که نگاه شما نسبت به ارزش برند و ارزش ویژه برند و نحوه ارزیابی آنان تغییر یافته باشد و از این پس در ارزیابی برند خود تنها به دفاتر مالی اکتفا نکنید.

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

5 / 5 ( 2 votes )

منظور از منتورینگ Mentoring این است که فردی تحت عنوان منتور Mentor به فرد یا افراد دیگری در زمینه خاصی کمک می کند تا به پیشرفت یا مهارت برسند. منتورینگ با آموزش، تدریس یا مربی گری تفاوت دارد و در واقع رابطه ای است برای ایجاد اعتماد به نفس و حمایت از یادگیرنده در راستای رسیدن به پیشرفت شغلی یا حرفه ای.

در تعریف اینکه “منتور کیست و منتورینگ چیست”  می توان گفت:

«کمک رسانی یک شخص (منتور) به شخص یا اشخاص دیگر که موجب تغییرات قابل توجه در زمینه هایی همچون دانش، کار یا تفکر او شود».

منتور مسئولیت تشویق و تهییج فرد را برای دستیابی به اهداف مدنظر بر عهده دارد و به نوعی راهنما و مشوق وی در طول مسیر خواهد بود.

چه زمانی منتورینگ (Mentoring) کاربرد دارد؟

منتورینگ می تواند برای موقعیت های مختلف و زمینه های متنوعی در زندگی شغلی و شخصی فرد، مورد استفاده قرار گیرد که برخی از این زمینه ها عبارتند از:

تحلیل کارهای جدید ارتقای فعالیت های شغلی کمک به کارمندانی که نقش آنها در سازمان تغییر کرده کمک به کارمندان در یادگیری برنامه های جدید به منظور ترفیع شغلی تغییر در نقش های شغلی توسعه حرفه ای بصورت مداوم

مطالعه مقاله مشاور بازاریابی حرفه ای کیست و چه ویژگی هایی دارد؟ پیشنهاد میشود.

چرا از منتورینگ استفاده می شود؟ منتورینگ انعطاف پذیری دارد و می تواند در شرایط مختلف بکار گرفته شود. نوعی فعالیت آفلاین است: منظور این است که نقشه ثابتی برای طی کردن مسیر در نظر گرفته نمی شود و همه فعالیت ها نیاز به برنامه ریزی ندارد. منتور در طی مسیر برنامه ها را مشخص می کند. منتورینگ می تواند مرتبط با مشاغل مختلف در نظر گرفته شود. منتورینگ به نوعی خصوصی و یا نیمه خصوصی است : هر رابطه و برنامه ای که اجرایی می شود منحصر به آن دو نفر (منتور Mentor و منتی Mentee) خواهد بود. دارای سیستم بازخورد است: در واقع واکنش های منتور در طی کردن مسیر منتهی به هدف مشخص، اهمیت بسیاری دارد. به طورکلی واکنش های منتور ابزاری موثر در پیشرفت یادگیرنده (Mentee) محسوب می شود و بر نحوه چگونگی انجام کار و یادگیری انجام کار موثر است. برنامه ای متمرکز است: منتورینگ بر نیازهای منتور و منتی متمرکز است و وابسته به هدف تعیین شده عمل می کند.

فواید منتورینگ به تفکیک برای منتورد (Mentor) و منتی (Mentee) عبارت است از:

برای منتور برای منتی (یادگیرنده) رضایت شغلی منتور از شرایط شغلی افزایش شناخت منتور از حیطه کاری به چالش کشیده شدن و افزایش انگیزه شناسایی پتانسیل های شخصی و به کار گرفتن آنها در فرایند کار یادگیری و پیشرفت سریعتر کسب رضایت از موفقیت شناخت و توسعه مهارتهای کاری کسب انگیزه از مسئولیت پذیری افزایش اعتماد به نفس وانگیزه درونی احساس پشتیبانی و حمایت در طی کردن مسیر ایجاد فرصتی برای مشاهده مهارت منتور و یا نحوه پیشرفت دیگران دسترسی به منبع دانش و تجربه کسب اطلاعات قبل از بروز فرصتها ایجاد فرصتی برای فکر کردن و درک همه مسائل به روشی متفاوت آشنایی با ویژگی های منتور (Mentor) باید درک خوبی از مهارت های خود داشته باشد. باید بداند که چگونه کارها را مدیریت کند. باید اعتبار شخصی و حرفه ای (کاری) داشته باشد. یک شنونده عالی و دقیق باشد. منتور باید بتواند تاثیرات مثبتی را ایجاد کند، محیطی مناسب برای امتحان کردن موارد مختلف که بی خطر هستند برای منتی (Men tee) فراهم سازد منتور باید بداند که چگونه به طور رسمی یا غیر رسمی تجربه و پیشرفت های خود را در اختیار دیگران قرار دهد. منتور باید کمی خلاقیت داشته باشد و در انجام کارها از راه های نوین و متفاوت بهره بگیرد. منتور باید بینش عمیقی نسبت به چشم اندازها و رویکردهای مختلف حیطه ایی که در آن منتورینگ می کند، داشته باشد. فرآیند منتورینگ چیست؟

کل فرآیند منتورینگ در دو مرحله صورت می گیرد. در مرحله نخست منتی و منتور با هم آشنا شده و منتور از درخواست های منتی خود آگاه می شود بر پایه این آشنایی، جلسات منتورینگ صورت می گیرد.

آشنایی های اولیه جلسات منتورینگ آنچه باید انجام شود هدف اصلی روابط منتورینگ را توضیح دهید فرمت جلسات و چگونگی انجام کارها را بیان کنید. آنچه که وظیقه منتور هست را بیان کنید. هر آنچه که از منتی انتظار می رود و چگونگی نقش آنها را به روشنی توضیح دهید. تجارب را بازبینی کنید. اهداف را مشخص کنید. بازخورد را به موقع بدهید. نقاط قوت و دستاوردها را شناسایی کنید. زمینه های پیشرفت را شناسایی کنید. گزینه‌های موجود را کاوش کنید. در حوزه های خاص کوچینگ را بکارگیرید. در مورد مسائل حرفه ای بحث کنید. اهداف و اقدامات را برای آینده تعیین کنید. فرصت های مناسب ایجاد کنید. سعی کنید فرصت های جدیدی را برای منتی ها در زمینه کسب تجارب در زمینه ایی که منتورینگ می کنید  ایجاد کنید.  مشخص کنید که چه زمانی رابطه منتورینگ به طور کامل پایان می یابد. بازبینی ها و بررسی ها را انجام دهید و سپس رابطه را به اتمام برسانید. به منتی برای رسیدن به مراحل بعدی کمک کنید. خودبازبینی را فراموش نکنید و میزان اثر بخشی منتورینگ را محاسبه کنید.

در سال 2004 دیوید کلاتربوک، که بصورت آکادمیک در زمینه روابط منتورینگ مطالعه می کرد، برای آنچه منتورها انجام می دهند کلمه ای را ابداع کرد که مخفف منتور است:

M: مدیریت E: تشويق كردن N: تغذیه T: آموزش O: احترام متقابل R: پاسخ دادن به نیازهای یادگیرنده

در منتورینگ منتور مسئولیت گسترش روابط، تهیه گزارش و اطمینان دهی از اینكه نتیجه جلسات منجر به یادگیری برای شخص مورد نظر (منتی Men tee ) می شود، را به عهده دارد.

علاوه بر ویژگی های لازم برای منتور بودن که پیش تر به آن پرداختیم، داشتن  مهارت های عالی ارتباطی و توانایی درک ایده ها و احساسات دیگران و نیز توانایی همدلی با منتی نیز از جمله مهارت هایی است که منتور باید داشته باشد.

یادمان باشد که منتورینگ یک روش منحصر به فرد نیست. این روش مکمل سایر روش های یادگیری است و می توان با سایر روش های نوین نیز آن را همراه ساخت.